يک روز در بازار تهران

سکنه تهران روزها به عناوين مختلف از خانه خارج مي شوند و سري به خيابان و بازار مي زنند و اين کار را اعم از آنکه چيزي بخواهند خريداري کنند يا نه، انجام مي دهند. عده اي که در بازارها و خيابانها دکان دارند، در دکانهاي خود مشغول کار مي شوند و ديگران مانند امواج سرگردان دريا مرتب در بازار اين طرف و آن طرف و بالا و پايين مي روند.
دوشنبه، 7 آذر 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
يک روز در بازار تهران

يک روز در بازار تهران
يک روز در بازار تهران


 

نويسنده : دکتر هينريش بروگش
ترجمه: محمدحسين کردبچه



 
سکنه تهران روزها به عناوين مختلف از خانه خارج مي شوند و سري به خيابان و بازار مي زنند و اين کار را اعم از آنکه چيزي بخواهند خريداري کنند يا نه، انجام مي دهند. عده اي که در بازارها و خيابانها دکان دارند، در دکانهاي خود مشغول کار مي شوند و ديگران مانند امواج سرگردان دريا مرتب در بازار اين طرف و آن طرف و بالا و پايين مي روند. طبقات متوسط و فقير با پاي پياده در بازار و خيابان حرکت مي کنند و طبقات اعيان و اشراف هم سوار بر ساسب يا استر به اتفاق جمعي از نوکران و مستخدمان خود که عده آنها بستگي به درجه اشرافيت ارباب دارد، به گردش مي پردازند. اين مستخدمان در جلوي ارباب مردم را کنار مي زنند و راه عبور آقاي خود را باز مي کنند. در ميان جمعيت، زنان هم وجود دارند که در حجاب کامل که سراپاي آنها را پوشانده است، با کفشهاي نوک تيز و منقاري شکل خود سريع راه مي روند و هر وقت هم با يک فرنگي مواجه شوند، روي خود را به ديوار مي کنند. گداهاي نيمه عريان، کنار راه و پشت به ديوار نشسته اند و با صداي بلند از عابران پول و صدقه مي خواهند. ديوانه هايي که لباسهاي عجيبي پوشيده اند با حرکات و سروصداي عجيب از وسط مردم مي گذرند و دراويش پير و جوان در حالي که وسط کوچه يا بازار نشسته اند، عده اي را دور خود جمع کرده، به اصطلاح معرکه گرفته اند و براي آنها حکايت خوشمزه و شنيدني نقل مي کنند. شترها و قاطرها و اسبها و الاغها با بار خود به اندازه کافي راه عبور از بازار را مسدود مي کنند و در اين ميان ناگهان سروکله شيرهاي اهلي شاه پيدا مي شود که نگهبانان آنها را زنجير کرده، ولي بدون آنکه پوزه بند زده باشند، براي گردش و هواخوري به بازار آورده اند. شيرها گاهي غرشي مي کنند و مردم بازار از بزرگ و کوچک از ترس راه را باز و فرار مي کنند. سروصدا و هياهو و جنجال در بازار به قدري زياد است که انسان با رفيق خود که کنار او راه مي رود، نمي تواند صحبت کند و آنها صداي حرف يکديگر را نمي توانند بشنوند. اين سروصدا در بازار مسگرها به صورت وحشتناکي در مي آيد؛ زيرا مسگرها چکشهاي خود را به شدت روي ورقه هاي مسي مي کوبند که از آن صداي ناهنجاري بلند مي شود.
در ميان اين جنجالها و صداهاي گوناگون گاهي اوقات هم صداي زنگ به گوش مي رسد، اما اين زنگ از ساعت نيست، از ناقوس کليسا هم نيست، بلکه از آشپزهاي دوره گرد است که در کنار بازار يا خيابان در گوشه نسبتاً خلوتي اجاقهاي خود را درست کرده اند و ديگهاي پلو و خورش را روي آتش گذاشته اند و يا در گوشه اي ديگر کباب درست مي کنند و با صداي زنگ مشتريان را دعوت به خوردن غذا مي کنند. آنها در بشقابهاي مسي پلوخورش يا چلوکباب را مي کشند و به مشتري مي دهند که او نيز در همانجا روي زمين نشسته، با دست غذاي خود را مي خورد. اين رستورانهاي در هواي آزاد البته چندان تميز نيستند و چنين توقعي را هم از آنها نبايد داشت. بعد از ظهرها در هواي گرم تابستان غالباً دکاندارها در دکانهاي خود روي زمين دراز مي کشند و به خواب مي روند. کنار آنها ظرفهاي مملو از آب و يخ يا دوغ وجود دارد. دکاندارهاي پولدار و خوش ذوق غالباً بطريهاي آب با خود دارند که درون بطري چند گل گذاشته اند که آب را خوشبو کند. بعضي از دکانها هم در اين ساعت از روي يک روز نخي جلوي دکان خود آويزان مي کنند و اين علامت آن است که دکاندارها پي کاري رفته است و در دکان کسي نيست و در حقيقت او اثاث و اجناس دکان خود را به انصاف مشتريها واگذار کرده است.
اسب سواري در بازار، هم جالب و هم تماشايي و در عين حال خطرناک است خطرناک از اين نظر که کف بازار صاف نيست، و صرف نظر از پستي و بلندي و ناهمواريهايي که دارد در آن چاله و چوله هاي زيادي وجود دارد که هر لحظه در آن هنگامه و شلوغي بازار ممکن است پاي اسب در آن چاله ها برود و همراه با سوار خود سرنگون شود. در اين بازار غير از دکانها و اجناس آنها و عابران، نقاشيهايي که هنرمندان آماتور ايراني بر در و ديوار و گاهي سقف بازارها مخصوصاً در چهارسوقها کرده اند، تماشايي است. اين نقاشيها سياه و قرمز رنگ هستند و موضوع آنها مختلف است. گاهي داستانهاي اساطيري و زماني وقايع جديد تاريخ سوژه آنها قرار گرفته است و زماني هم داستانهايي از دنياي حيوانات را به نقاشي کشيده اند. رستم و ديو سفيد، پهلوانان، پادشاهان قديمي نظير جمشيد و ضحاک، جنگهاي ايران و روس و ايران و عثماني نمونه هايي از اين نقاشيهاست. در اين جنگها صحنه اصلي را قهرمان و پهلوان ايراني تشکيل مي دهد که با ضربت شمشير خود حريف و دشمن را از سر تا پا به دو نيم کرده است.
چهره تهران در ساعات مختلف روز تفاوت مي کند و بازار گاهي بسيار شلوغ و زماني کاملاً خلوت مي شود. سروصداها نيز به همين نسبت بالا و پايين مي رود؛ به طوري که انسان اگر از خانه هم خارج نشود، از روي سرو صداهايي که مي شنود، مي تواند ساعات روز را تشخيص دهد. صبحهاي زود قبل از ساعت شش که حماميها درهاي حمام را باز و آب آن را گرم کرده اند، بوقهاي مخصوص حمام به گوش مي رسد که زنان و مردان را به حمام دعوت مي کند. ساعتي بعد سروصداي خيابان و بازار با باز شدن دکانها شروع مي شود و هر لحظه افزايش پيدا مي کند. هنگامي که ظهر فرا مي رسد، صداي مؤذن از گلدسته هاي مساجد يا از گوشه و کنار بازار بلند مي شود و مسلمانان را به نماز و عبادت خدا مي خواند. دقايقي بعد مردم به صرف ناهار مي پردازند و سروصداها کم مي شود، ولي طولي نمي کشد که از نو صداهاي زيادي به گوش مي رسد و در ساعت چهار بعد از ظهر دوباره صداي مؤذنها بلند مي شود و مردم را به نماز دعوت مي کند. آفتاب که به طرف افق مغرب نزديک شد، صداي گوشخراش نقاره خانه بلند مي شود که از فواصل دور به خوبي به گوش مي رسد. کمي بعد دسته موزيک سربازها مشغول نواختن مي شوند و موزيک شب فرانسويها را مي نوازند که به دنبال آن صداي زوزه پارس سگها بلند مي شود. در اين موقع بازارها بسته مي شودند و همه روانه خانه خود مي گردند، و تنها مستحفظان يا قراولاني که از طرف تجار و کسبه اجير شده اند، در پناه نور ضعيف چراغهاي روغني بازارها گردش مي کنند و گاهي عربده مي کشند: “فرياد مستحفظين”. اما طولي نمي کشد که همه به خواب مي روند؛ حتي مستحفظين هم پالتوها و روپوشهاشان را به خود مي پيچند و در گوشه اي مي خوابند يا چرت مي زنند.
منبع: یزدان پرست، حمید؛ (1388) نامه ایران: مجموعه مقاله ها، سروده ها و مطالب ایران شناسی، تهران، اطلاعات، چاپ نخست.



 

تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
واکنش هادی عامل به موضوع حسن یزدانی: تمام شد رفت
play_arrow
واکنش هادی عامل به موضوع حسن یزدانی: تمام شد رفت
از رهبر معظم انقلاب به علیرضا بخشی
play_arrow
از رهبر معظم انقلاب به علیرضا بخشی
استقبال سلطنت‌طلبان از پهلوی با تاج خامه‌ای
play_arrow
استقبال سلطنت‌طلبان از پهلوی با تاج خامه‌ای
احمد جوان: با صلاح دید کادر فنی تصمیم می‌گیرم در چه وزنی کشتی بگیرم
play_arrow
احمد جوان: با صلاح دید کادر فنی تصمیم می‌گیرم در چه وزنی کشتی بگیرم
شکوه ملکوتی حدیث کساء؛ سفری از آسمان تا زمین با حضرت زهرا (س)
شکوه ملکوتی حدیث کساء؛ سفری از آسمان تا زمین با حضرت زهرا (س)
واکنش زارع به حرکتی که صدای آمریکایی‌ها را درآورد
play_arrow
واکنش زارع به حرکتی که صدای آمریکایی‌ها را درآورد
هدیه طلایی یک زوج هوادار به کشتی‌گیران
play_arrow
هدیه طلایی یک زوج هوادار به کشتی‌گیران
روایت جذاب لگویی از جلسه فرماندهان نظامی با رهبر انقلاب
play_arrow
روایت جذاب لگویی از جلسه فرماندهان نظامی با رهبر انقلاب
بقایی: گروسی بدهی‌های زیادی به ایران دارد و باید بدهی‌های قبلی خود را تسویه کند
play_arrow
بقایی: گروسی بدهی‌های زیادی به ایران دارد و باید بدهی‌های قبلی خود را تسویه کند
‏تعجب توریست‌های خارجی از مهمان‌نوازی ایرانی‌ها + فیلم
play_arrow
‏تعجب توریست‌های خارجی از مهمان‌نوازی ایرانی‌ها + فیلم
نتانیاهو نخست‌وزیر موقت خواهد بود + فیلم
play_arrow
نتانیاهو نخست‌وزیر موقت خواهد بود + فیلم
ویدیو دیده نشده از حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی در دفتر حماس + فیلم
play_arrow
ویدیو دیده نشده از حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی در دفتر حماس + فیلم
ترامپ: یک تأسیسات پدافند هوایی ایران را بمباران کردیم + فیلم
play_arrow
ترامپ: یک تأسیسات پدافند هوایی ایران را بمباران کردیم + فیلم
هیلاری کلینتون: پیروزی دموکرات‌ها در هر دو مجلس، ترامپ را از کنترل خارج می‌کند + فیلم
play_arrow
هیلاری کلینتون: پیروزی دموکرات‌ها در هر دو مجلس، ترامپ را از کنترل خارج می‌کند + فیلم
لحظه جان باختن مهاجم ۳۰ ساله تنریف پس از ایست قلبی در جریان برخورد با دروازه‌بان آندورا + فیلم
play_arrow
لحظه جان باختن مهاجم ۳۰ ساله تنریف پس از ایست قلبی در جریان برخورد با دروازه‌بان آندورا + فیلم